تعطیلات نوروز سال 89
لیست مکانهایی که در نوروز رفته ام:
1- چالوس 2- هتل هایت 3- رستوران 4-خانه ی مادر بزرگهایم 5-فرودگاه 6-کیش 7-هتل صدف 8-دریا 9-بازار 10-ماساژ 11-پیست دوچرخه 12-پارک 13-کاخ سعد آباد 14-نمایشگاه صنایع دستی
پیست دوچرخه سواری در کیش
ما در کیش به پیست دوچرخه سواری رفتیم و من یک سه چرخه ی بزرگ گرفتم و مادرم یک دو چرخه گرفت و کلی بازی کردیم .من جلو بودم و مادرم پشت سر من میآمد و کیف مادرم هم در سبد پشت سه چرخه ی من بود.
بعد پدرم هم آمد .در پیست دوچرخه یک رستوران بود و ما به آنجا رفتیم و سیب زمینی و ساندویچ خوردیم.بعد دوباره من با پدرم به دوچرخه سواری رفتیم باز هم پدرم پشت سر من بود .بعد من همینطور که داشتم بازی میکردم ناگهان دو اسب دیدم ،یکی سفید و دیگری سیاه بود .من از پدرم خواستم که سوار اسب شویم.من سوار اسب سیاه شدم و پدرم سوار اسب سفید شد.اسب پدرم تند میرفت چون کسی آن را نگرفته بود اما یکی اسب من را از جلو گرفته بود و اسبم آرام میرفت .چشمهای هر دو اسب درشت و زیبا بودند.
در آنجا به من خیلی خوش گذشت.
لیست مکانهایی که در نوروز رفته ام:
1- چالوس 2- هتل هایت 3- رستوران 4-خانه ی مادر بزرگهایم 5-فرودگاه 6-کیش 7-هتل صدف 8-دریا 9-بازار 10-ماساژ 11-پیست دوچرخه 12-پارک 13-کاخ سعد آباد 14-نمایشگاه صنایع دستی
پیست دوچرخه سواری در کیش
ما در کیش به پیست دوچرخه سواری رفتیم و من یک سه چرخه ی بزرگ گرفتم و مادرم یک دو چرخه گرفت و کلی بازی کردیم .من جلو بودم و مادرم پشت سر من میآمد و کیف مادرم هم در سبد پشت سه چرخه ی من بود.
بعد پدرم هم آمد .در پیست دوچرخه یک رستوران بود و ما به آنجا رفتیم و سیب زمینی و ساندویچ خوردیم.بعد دوباره من با پدرم به دوچرخه سواری رفتیم باز هم پدرم پشت سر من بود .بعد من همینطور که داشتم بازی میکردم ناگهان دو اسب دیدم ،یکی سفید و دیگری سیاه بود .من از پدرم خواستم که سوار اسب شویم.من سوار اسب سیاه شدم و پدرم سوار اسب سفید شد.اسب پدرم تند میرفت چون کسی آن را نگرفته بود اما یکی اسب من را از جلو گرفته بود و اسبم آرام میرفت .چشمهای هر دو اسب درشت و زیبا بودند.
در آنجا به من خیلی خوش گذشت.
لیست مکانهایی که در نوروز رفته ام:
1- چالوس 2- هتل هایت 3- رستوران 4-خانه ی مادر بزرگهایم 5-فرودگاه 6-کیش 7-هتل صدف 8-دریا 9-بازار 10-ماساژ 11-پیست دوچرخه 12-پارک 13-کاخ سعد آباد 14-نمایشگاه صنایع دستی
پیست دوچرخه سواری در کیش
ما در کیش به پیست دوچرخه سواری رفتیم و من یک سه چرخه ی بزرگ گرفتم و مادرم یک دو چرخه گرفت و کلی بازی کردیم .من جلو بودم و مادرم پشت سر من میآمد و کیف مادرم هم در سبد پشت سه چرخه ی من بود.
بعد پدرم هم آمد .در پیست دوچرخه یک رستوران بود و ما به آنجا رفتیم و سیب زمینی و ساندویچ خوردیم.بعد دوباره من با پدرم به دوچرخه سواری رفتیم باز هم پدرم پشت سر من بود .بعد من همینطور که داشتم بازی میکردم ناگهان دو اسب دیدم ،یکی سفید و دیگری سیاه بود .من از پدرم خواستم که سوار اسب شویم.من سوار اسب سیاه شدم و پدرم سوار اسب سفید شد.اسب پدرم تند میرفت چون کسی آن را نگرفته بود اما یکی اسب من را از جلو گرفته بود و اسبم آرام میرفت .چشمهای هر دو اسب درشت و زیبا بودند.
در آنجا به من خیلی خوش گذشت.