من امشب رفتم خونه مامان بزرگ عمه آخه امشب شب يلداست. بعدش هندونه خورديم (به به) يه ميوه كه اسمشو بلد نيستم هم خوردم. خيلي خوش گذشت. تازه عمو امينم واسه من وبلاگ نوشت چونكه كامپيوتر عمه ام فارسي نداشت.
آخر شب مامان جونم واسه همه فال گرفت.
+ نوشته شده در دوشنبه سی ام آذر ۱۳۸۸ ساعت 21:44 توسط parmida mostafaei
|
من دهم مرداد سال 1382 تو تهران به دنیا اومدم. اسم من پارمیداست. من خیلی دختر خوبی هستم. تصمیم گرفتم مشقای زبانمو تند تر و خوبتر بنویسم به خاطر اینکه دختر خوبی شدم. اسکیت رو هم خیلی خوب بلدم. به خاطر اینکه من کلاس اسکیتو بیشتر دوست دارم. فلوت و بلزم بلدم بزنم. می خوام توی وبلاگم هر اتفاقی که افتاد بنویسم.