روز من
دیشب بابام بهم گفت که امروز روز منه. منم صبح که از خواب بیدار شدم به بابام گفتم امروز روز منه. اونم گفت بله امروز هر چی بخواهی ما اجام می دیدم که انجام بدی. من امروز با بابام و مامان جونم رفتم گردش. بعد رفتیم لب رود خونه توی جاده فشم اونجا ناهار خوردیم بعد من کنار رود خونه هم دوست پیدا کردم و هم اینقدر سنگ پیرتاب کردم توی آب. بعدش من رفتم خونه با بابام رفتیم استخر. خیلی خوب بود ماهی هام رو هم برده بودم. ماهی هام پلاستیکی هستند. کلیدهای استخرو انداختیم توی آب. بعد من رفتم زیر آبی اونو برداشتم. کلی ما توی استخر بازی کردیم. راستی با بابام رفتیم مغازه بابام برام یه جعبه جاویی خرید منم باهاش بازی کردم. الانم من می خوام برم سرزمین عجایب بعدشم می خواهیم بریم سوپر استار بعد می خواییم بریم پارک تا استیک بازی کنم. امروز روز من بود خیلی هم خوب بود. بابام و مامانمو دوست دارم که امروز با من بودند.